خاطراتي از سفر به گامبيا- يك

Thursday, November 26, 2009

يكي از همراهان هيات سيصد نفره اعزامي به گامبيا، خاطرات زير رو تعريف كرده، راست و دروغش گردن خودتون!
- يكي از شعارهايي كه از سوي برادران گامبيايي بسيار به گوش‌مان مي‌رسيد اين بود:
صل علي موگامبه / بوي آدميزاد آيه
ولي نمي‌دانم چرا تا اين شعار را مي‌شنيديم، محافظان‌مان ما را داخل كانتينرهاي دربسته مي‌كردند و با سرعت محل را ترك مي‌كرديم؟
- تفاهم‌نامه‌هاي بسياري به امضا رسيد كه يكي از مهم‌ترين آنها احداث سه دستگاه «كوره‌ي آدم‌پزي» براي اطراف شهرستان «بانجول» بود.
- در روز آخر سفرمان هم هيات بلند پايه‌اي از كشور دوست و برادر «زامبيا» آمده و خواستار ديدار با ما بودند كه بنا به پيشنهاد مترجم‌مان از ورود «زامبي» ها به محل اسكان‌مان جلوگيري شد.
.
.
.
ادامه دارد

2 comments:

ذغال سنگ said...

سلام. چرا دوست دختر سانتیاگو به کافی نت میگه اینترنت کافه؟

مرثا said...

چه ذهن بیش فعالی داری ماشاالله روزی سه باااااار.
صل علی موگامبه/ این شکمه یا دُمبه؟