Showing posts with label اعترافات. Show all posts
Showing posts with label اعترافات. Show all posts

کتری شوشولی

Monday, November 21, 2011

باید اعتراف کنم، تو راهنمایی وقتی معلم احکام‌مون می‌خواست نحوه استبرا رو بهمون یاد بده، رفت کتری آبدارخونه رو آورد و عملی روی کتری بهمون نشون داد! تا مدتها حالم از چای بهم می‌خورد!

میخوام ببینم چه حسی داره

Saturday, November 12, 2011

باید اعتراف کنم یکی از آرزوهام اینه که دو سه دقیقه دست بکشم روی کله‌ی هومن خلعتبری...!

گی ِ دخترباز

Saturday, September 3, 2011

باید اعتراف کنم زمانی که فهمیدم «بارنی ِ ملاقات با مادر» (Neil Patrick Harris) همجنسگراست، خیلی جا خوردم!

آخوند خاکستری

Friday, August 26, 2011

باید اعتراف کنم گاهی وقتها از قرائتی خوشم میاد!

شورت کات

Friday, July 8, 2011

باید اعتراف کنم که تا مدتها فکر می‌کردم نافم به داخل بدنم راه داره، انگشتم رو توش نمی‌کردم که دل و روده‌ام درنیاد بیرون!

سکوت

Monday, June 13, 2011

حمل بر خودستایی نشه، قبول دارین ریدیم؟

نوشته شده در تاریخ 23 خرداد!

تف‌های حاوی جنین

Monday, May 30, 2011

باید اعتراف کنم دوران کودکی فکرم دائم مشغول این بود که در فیلم‌ها چگونه زن و مرد با بوسیدن یکدیگر، بچه‌دار می‌شوند؟

به بابام اسمس نمی‌زنم، چه برسه به تلویزیون

Tuesday, May 24, 2011

باید اعتراف کنم اسمس دیشب نود رو به خاطر خود عادل فرستادم تا سرش رو پیش بقیه بالا بگیره و بگه من رکورددار اسمس در ایرانم و اينکه خانواده ناصر حجازی بدونن در غمشون شريکيم. وگرنه به نظرم دعا برای شادی روح ناصر خان خیلی مفیدتر بود از پول سه تا اسمسی که فرستادم و رفت تو جیب دولت!

شورت جیب‌دار

Saturday, April 23, 2011

باید اعتراف کنم تو بچگی وقتی برای اولین بار از این شورت‌هایی که جلوش شکاف داره پوشیدم، فکر کردم جیبه. بعد دست کردم تو جیبم... خیلی جا خوردم!

یا مقلب ال... خر و پف

Wednesday, April 13, 2011

باید اعتراف کنم که امسال سر سفره هفت‌سین به این فکر می‌کردم که خوش‌ به حال خارجی‌ها که هرسال سر یه ساعت مشخص سالشون تحویل میشه، نه ساعت 2 نصفه شب!

مثل به دنیا آوردن بچه و بعد طلاق گرفتن و رها کردنش

Tuesday, January 18, 2011

باید اعتراف کنم که دوست ندارم «آدم برفی» درست کنم. چون طاقت ندارم چند روز بعد آب شدنش رو ببینم...

یاد عروسک‌های فیلم ترسناک می‌افتم

Tuesday, January 4, 2011

باید اعتراف کنم از رقص اون دختربچه‌های چینی- ژاپنی تو کلیپ «باران» گوگوش که هی ورجه- وورجه می‌کنن، می‌ترسم!

فونت مورد علاقه

Wednesday, December 8, 2010

باید اعتراف کنم، عاشق تاهوما سایز 10 هستم!

زود بکش بیرون

Tuesday, November 23, 2010

باید اعتراف کنم که اعتقادی به قطع کردن یو‌اس‌بی و بعدش کشیدن فلش ندارم!

عمو سیبیلو

Saturday, November 13, 2010

متاسفانه باید اعتراف کنم نسل ما سیبیلوها داره منقرض میشه...!

رنجی که ما کشیدیم

Sunday, November 7, 2010

باید اعتراف کنم، زمانی که ما شروع کردیم به وبگردی، یکی از اهداف اصلی‌مون پیدا کردن عکس‌های هنرپیشه‌های معروف بود. ولی الان خود هنرپیشه‌ها عکس‌های خصوصی‌ و اوپس‌ رو به آسانی در فیس‌بوک‌شون قرار میدن!

صد و ده هزار

Monday, November 1, 2010

باید اعتراف کنم هنوز «تاوزند- صد» و «هاندرد- هزار» رو تو انگلیسی با هم قاطی می‌کنم، اول باید یک کم فکر کنم بعد بگمشون!

اون زنده است... سر و مر و گنده

Wednesday, October 27, 2010

باید اعتراف کنم هنوز هم منتظرم یه روزی توی یه کتابی اعلام کنن «پرفسور دامبلدور» زنده است!

رژه در برابر مبال

Saturday, October 23, 2010

باید اعتراف کنم بچه که بودم و تازه یاد گرفته بودم باید با پای چپ وارد توالت شد، وقتی می‌خواستم برم توالت، نیم ساعت دم در توالت پا عوض می‌کردم تا یادم بیاد اول با کدوم برم تو!

مسافران سبک بار

Tuesday, October 12, 2010

باید اعتراف کنم همیشه تو فرودگاه وقتی منتظرم تا چرخ نقاله چمدانهام رو بیاره و به زحمت روی چرخ دستی بگذارم، به حال اونهاییکه با یک کیف دستی از دروازه خارج میشن، حسودی می‌کنم!