Showing posts with label اتفاقات یومیه. Show all posts
Showing posts with label اتفاقات یومیه. Show all posts

در سطح مسولان مملکت اتفاق می‌افتد

Wednesday, November 30, 2011

اینایی که هم از توبره می‌خورن هم از آخور، ولی بازم همیشه گرسنه‌ان!

در نوبت شما اتفاق افتاد- واقعی

Friday, November 11, 2011

پونه: متاسفانه خط عباسقلی قطع شد...!

در رادیو 7 اتفاق افتاد- واقعی

Sunday, October 30, 2011

داریوش فرهنگ در رادیو 7 (نقل به مضمون): وقتی سیب خورد تو سر نیوتن و لخت پرید و گفت یافتم یافتم...
منصور ضابطیان: اون ارشمیدس بود تو حموم، نیوتن که لخت زیر درخت نخوابیده بود!
داریوش فرهنگ در حالی که داره طبیعی میکنه و هنوز متوجه اشتباهش نشده: آره چه خوب و جالب گفتی... هاهاها!

در فینال والیبال اتفاق افتاد- واقعی

Saturday, October 1, 2011

تو تاکسی داشتم از رادیو فینال والیبال ایران و چین رو گوش می‌دادم، وسطش صدای بلندگوی سالن اومد: تماشاگران محترمی که روی تابلو نشسته‌اند لطفا به سیمهای ارتباطی دست نزنند!
تا وقتی رسیدم راننده داشت قاه‌قاه می‌خندید و هی زیر لب می‌گفت: اونایی که عقب رو تابلو نشستن... به سیماش دست نزنن...!

در داروخانه اتفاق افتاد، واقعی

Wednesday, August 24, 2011

خانومه تو داروخونه از دکتره با صدای پایین: ببخشید من تازه بچه‌ام رو از شیر گرفتم، خیلی بی‌قراری می‌کنه، چیکارش کنم؟
دکتره با صدای بلند: یه مقدار فلفل بمال سر پستونت، وقتی مِک زد، خودش پس می‌زنه!

در نمایندگی ایران خودرو اتفاق افتاد- واقعی

Tuesday, August 9, 2011

خانوم خریدار به فروشنده، با دعوا: خوب من چه جوری یک هفته بدون قالپاق رانندگی کنم؟

در مصاحبه معاون وزیر اتفاق افتاد- واقعی

Tuesday, August 2, 2011

معاون وزیر راه در مصاحبه با تلویزیون: برای جلوگیری از سوانح جاده‌ای، نباید خودروها را هرجا که خراب شدند، نگه داشت...!
وی نیفزود که لابد باید خودروی خراب رو بذاریم روی کولمون و ببریم پارکینگ خونه عمه ایشون!

در توالت پمپ بنزین اتفاق افتاد- واقعی

Wednesday, July 27, 2011

شوهره داره میره طرف توالت، خانومش: داری می‌ری توالت؟
شوهره: نه دارم میرم دوش بگیرم!

در شبکه جام جم اتفاق افتاد- واقعی

Sunday, July 3, 2011

خانوم مربی آشپزی: ... حالا سینه‌مون رو می‌ذاریم تا گرم بشه...
شجاعی‌مهر دستپاچه: یعنی سینه مرغ رو گرم می‌کنیم...؟!

در محضر ازدواج اتفاق افتاد

عاقد: ...دخترم، پسرم، هیچ‌وقت به همدیگه دروغ نگین...
سه دقیقه بعد:
عاقد: وکیلم؟
همراهیان: عروس رفته گل بچینه!
عاقد: اولین دروغ زندگی!

در کتابفروشی اتفاق افتاد

Saturday, June 25, 2011

آقا؛ شاخ ِ پیمان هوشمندزاده دراومد؟ ... چاپ جدیدش البته...!

در فیتیله اتفاق افتاد

Wednesday, June 22, 2011

عمو فیتیله‌ایها دارن درباره شیر مادر حرف می‌زنن. یکی مثلا کارشناسه میگه: بعضی مادرها به‌خاطر حفظ اندامشون، به بچه‌شون شیر خشک میدن...
برنامه زنده است و همه خنده‌شون میگیره. چند دقیقه بعد، یکی دیگه که مثلا بچه است و شیرخشک می‌خوره، میاد پشت میکروفن کارشناس و میگه: آقا ما شیرخشک خوردیم، ولی مامانمون صدو بیست کیلو وزنشه!
جمعیت منفجر میشن!

در سریال ساختمان پزشکان اتفاق افتاد- واقعی

Thursday, June 9, 2011

منشی رو به پزشک: اگه رییس دفتر رییس جمهور ونزوئلا تصادف کنه، رو قیمت سکه تاثیر می‌ذاره؟ ... آخه رییس دفتر رییس جمهور خیلی مهمه، رو همه چیز هی تاثیر می‌ذاره!

در مسابقه رادیویی صبح جمعه اتفاق افتاد- واقعی

Friday, May 20, 2011

(جوابها باید با «د» شروع بشه)

مجری: اسم دخترتون رو چی‌می‌گذارین؟
شرکت‌کننده: دریا
مجری: اونجوری که شوهرش غرق میشه...!

بعید نیست در نود اتفاق بیافتد

Tuesday, May 17, 2011

- این عکس رو بچه‌های دبیرستان فلان برامون فرستادن که با تشتک نوشابه نوشتن نود... عکس بعدی رو سه نفر از دوستداران نود فرستادن که لوگوی برنامه رو با ادرارشون روی برف حک کردن... این هم عکس کودکی خودم هست که هزار و سی و هفت نفر از دوستان از اینترنت سرچ کردن و برامون فرستادن... دست همگی درد نکنه!

در جمع دوستان از تایلند برگشته اتفاق افتاد

Wednesday, May 4, 2011

- از وقتی اسکناس‌های ده هزار تومنی رو چاپ کردن، خیلی خوب شده. به‌جای چهل- پنجاه هزار تومن که به دخترهای تایلندی بدیم، ده تومن می‌دیم، تا می‌بینن پنج تا صفر داره کلی هم کیف می‌کنن!
+ ای نامردا، برای همینه که تا می‌گیم ایرانی هستیم، فرار می‌کنن از دستمون؟!

در مرده‌شویی مکانیزه اتفاق افتاد

Sunday, April 17, 2011

توی یکی از عکس‌های خبر دستگاه مرده‌شور مکانیزه، استفتای یه مرجع تقلید هم هست که جواب داده:
در صورتی که این دستگاه‌ها زیر نظر یک غسال مسلمان باشد و کلید را بزند و نیت قربت کند، اشکالی ندارد.
.
.
.
- حاجی باز بسم‌ا... نگفتی کلید رو زدی، دستگاه خراب شد، مُرده رو اشتباهی کمپوت کرد...!

در بفرمائید شام اتفاق افتاد

Sunday, April 10, 2011

شرکت‌کننده: من هرچی زدم نیومد...
طغرل: خوب بد زدی، اگه درست زده‌بودی همون اول می‌اومد!

(منظور نمکدون فشاری بود!)

در دید و بازدید عید اتفاق می‌افتاد

Friday, April 8, 2011

سال ِ... موچ... نو ... موچ... مبارک ...موچ!

موچ: صدای ماچ آبدار

پینوشت: الان اینو در بلاگ شکس دیدم! چه تفاهمی!

صد سال است که در جلسه دید و بازدید حجاج اتفاق می‌افتد

Thursday, April 7, 2011

«کوکا دونه‌ای یک ریال!»