Showing posts with label غربزن. Show all posts
Showing posts with label غربزن. Show all posts

غربزن- 16

Saturday, August 21, 2010

هنوز هيچ فرمولی نتونسته جايگزين «كوكا مشهدی شيشه‌ای» كه بريزی تو يك ليوان پر از يخ، بشه!
پست 503

غربزن- 14

Thursday, August 19, 2010

هيچگاه در حمام نگوزيد، انعكاس صدايش به كنار، با بوی ماندگارش چه مي‌كنيد؟!
پست 501

غربزن- 15

Tuesday, August 17, 2010

يعنی فلاكت تا كجا كه برای رنگ مو، مرد تبليغ ميكنه!
پست 493

غربزن- 13

Sunday, August 15, 2010

يه راننده تاكسی تو اين خط هست كه تخصص عجيبی داره با رانندگيش، از آلات و ادوات تناسلی مردها پاپيون درست كنه!
پست 483

غربزن- 12

Friday, August 13, 2010

يه قانون نانوشته دارم در گودر گردی: هر متنی كه (طولش) بيشتر از دو بند انگشت بود، ميرم بعديش!
تا حالا هم خوب جواب داده
پست 482

غربزن- 11

Wednesday, August 11, 2010

از بچگی برام سواله كه فوتباليستها چطوری تف می‌كنن كه تفشون اونقدر گرد و سفيد و محكم پرتاب ميشه بيرون؟
پست 478

غربزن- 10

Monday, August 9, 2010

تو تيتراژ يه برنامه‌ای نوشت: موسيقی متن: مرحوم سيد مرتضی حنانه و كيتارو!
پست 470

غربزن- 9

Sunday, August 8, 2010

برام سواله كه كه بالاخره «اون ممه رو لولو برد» يا «خورد»؟ شايد هم اول برد، بعد خورد!؟
پست 456
.
.
.
توضیح: این پست خیلی اتفاقی و مدتها قبل در «غربزن» نوشته شده بود و هیچ ارتباطی با ممه‌های این روزها ندارد!

غربزن- 8

Friday, August 6, 2010

بعد از يك عمر، بالاخره نفهميدم كه هنگام روبوسی بايد دو بار صورت طرف مقابل رو ببوسم يا سه بار، تا هر دو نفر ضايع نشيم!
پست 453

غربزن- 7

Wednesday, August 4, 2010

بعضی از دخترها هستن كه نميشه بهشون به چشم خواهری نگاه كرد...!‏
پست 439

غربزن- 6

Monday, August 2, 2010

خدا لعنت كنه كسانی رو كه شير حموم رو روی وضعيت دوش می‌بندن و از حموم خارج می‌شن!
پست 437

غربزن- 5

Saturday, July 31, 2010

عقلش نمی‌رسه كه وقتی مهمون ميره خونه‌اش، كاور پلاستيكی روی مبلش رو برداره تا هم باسن مهمون از گرما تاول نزنه، هم هر سی ثانيه يكبار سُر نخوريم پايين و مجبور بشيم دوباره بريم بالای مبل!
پست 427

غربزن- 4

Thursday, July 29, 2010

- شومبول مضاعفی دارم...
(حضار در ِ باسن خود را دو دستی می‌چسبند!)
پست 423

غربزن- 3

Tuesday, July 27, 2010

اينقدر غر نزن كه «زندگی سخته و...» از اين حرفا. برو يه ليوان ايستك آناناس كه گرم شده بخور تا بفهمی چيزهای سخت‌تری هم تو دنيا وجود داره!
پست 410

غربزن- 2

Sunday, July 25, 2010

بسمه تعالی
شهرداری خر است
نقطه
پست 396

غربزن- 1

Thursday, July 22, 2010

تا چند وقت پیش یه بلاگی بود که منم توش می‌نوشتم، به اسم «غر بزن». بعد بنا به دلایلی دیگه توش ننوشتم و بعدتر هم بنا به دلایل دیگه‌ای بسته شد. برای اینکه نوشته‌هام توی اون بلاگ جمع و جور باشه و ممکنه اون بلاگ کلا بسته بشه، بعضی از چیزهایی که اونجا نوشتم رو، توی بلاگ خودم با ذکر منبع اصلیش آرشیو می‌کنم. با لیبل غربزن.
.
.
.
می‌خوام وقتی بزرگ شدم، پولدار بشم، تا هرسال شب عيد برم يه خونه‌ی نو بخرم تا ديگه لازم نباشه مثل «كوزت و اليور توئيست» خونه‌تكونی كنم كه تا بعد از سيزده فروردين نتونم كمر راست كنم!
پست 365